تبلیغات
شیـــعه چهـــارده معصـــوم ع

سكوتى شكوهمند

زهراى اطهر، دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله مورد اهانت قرار مى گیرد،

خشمگین وارد خانه مى شود و با جملاتى كه كوه را از جا مى كند شوهر غیور خود را مورد عتاب قرار میدهد و مى گوید:
پسر ابوطالب ! چرا به گوشه خانه خزیده اى ؟ تو همانى كه شجاعان از بیم تو خواب نداشتند، اكنون در برابر مردمى ضعیف سستى نشان مى دهى ! اى كاش مرده بودم و چنین روزى را نمى دیدم !
على (ع ) خشمگین از ماجراها از طرف همسرى كه بى نهایت او را عزیز مى دارد اینچنین تهییج مى شود.
این چه قدرتى است كه على را از جا نمى كند پس از استماع سخنان زهرا با نرمى او را آرام مى كند كه :
نه من فرقى نكرده ام ، من همانم كه بودم ، مصلحت چیز دیگر است ، تا آنجا كه زهرا را قانع مى كند و از زبان زهرا مى شنود: حسبى اللّه و نعم الوكیل
روز دیگرى باز فاطمه سلام اللّه علیها، على (ع ) را دعوت به قیام مى كند در همین حال فریاد مؤ ذن بلند مى شود كه : اشهد ان رسول اللّه .
على (ع ) به زهرا(س ) فرمود:
آیا دوست دارى این فریاد خاموش شود؟
گفت : نه .
فرمود: سخن من جز این نیست .(58)
این همان على است كه در جنگهاى مهّم زمان حیات رسول اللّه حضور فعال داشته است . در زمان حكومتش نیز در جنگهاى صفین ، جمل ، نهروان و... شجاعت و شهامت او از كسى پوشیده نمانده است اما در مقابل خلفا چرا اینگونه صبر اختیار كرده است ؟ سؤ الى است كه جواب آن را باید در كلام على (ع ) یافت !

منبع :حكایت ها وهدایت ها در آثار استاد شهید مرتضی مطهری




       محمدحسین
      09:59 ب.ظ -  سه شنبه 15 مهر 1393