تبلیغات
شیـــعه چهـــارده معصـــوم ع

ماجرای به دنیا آمدن حضرت زهرا (س)


امام صادق (ع) فرمود:  چون خدیجه با رسول (ص) ازدواج نمود زنان مکه او را ترک کرده و تنهایش گذاشتند، پیش او نمی رفتند، به او سلام نمی کردند و هیچ زنی را نمی گذاشتند که نزد او برود و حالش را جویا شود؛ در این وضعیت بحرانی، خدیجه از تنهایی دلتنگ شد و سایه غربت و بی کسی، او را ناراحت کرده و به وحشت انداخت، تا اینکه به فاطمه (س) آبستن شد. بعد از آن فاطمه (س) با وی هم سخن شده و از شکم مادر، خدیجه را دلداری می داد. این راز را خدیجه پنهان نگه داشته بود و حتی به پیامبر (ص) ابراز نمی کرد تا اینکه روزی رسول خدا (ص) به منزل آمده و گفت و گوی میان این مادر را با دخترش شنید. پرسید: ای خدیجه! با که سخن می گویی؟ خدیجه اظهار داشت: این جنین، با من سخن گفته و انیس لحظات تنهایی ام شده است.

رسول اکرم (ص) فرمود: ای خدیجه! این جبرئیل است که به من مژده می دهد که این جنین، دختر است و او نسلی پاکیزه و مبارک خواهد داشت و خداوند تبارک و تعالی نسل مرا به وسیله او تداوم خواهد بخشید و از تبار وی امامان معصوم (ع) به وجود خواهند آمد که بعد از پایان نبوت و انقطاع وحی، ادامه دهنده رسالت من خواهد بود. بقیه در ادامه مطلب


امام صادق علیه السلام در ادامه سخن خود افزود: آری، خدیجه همچنان با جنین خود در رحم مأنوس و هم سخن بود تا اینکه هنگام ولادت فرزندش رسید. او به زنان قریش پیغام داد که: «مرا در این مورد یاری کنید.» آنان نپذیرفتند و گفتند: تو در ازدواج با محمد، با ما مخالفت کردی و ماهم امروز، حمایت و پرستاری خود را از تو دریغ خواهیم داشت.

خدیجه از این سخن ناراحت و دل شکسته شد. اما خداوند متعال برای قدردانی از تلاشها و زحمات حضرت خدیجه علیهاالسلام چهار زن بهشتی را به یاری آن بانوی با ایمان فرستاد. آنان آمدند، اما خدیجه از دیدن آن زنان ناشناس متحیّر و شگفت زده شد؛ یکی از آنان خود و همراهانش را چنین معرفی کرد: ای خدیجه! ما فرستادگان خداوند برای خدمت رسانی به تو هستیم و من، سارا و این، آسیه ـ که همنشین تو در بهشت است ـ و آن دیگری، مریم دختر عمران، و بانوی آخر هم، مادر تمام آدمیان و مادر ما حواء است. خداوند ما را فرستاده که از تو پذیرایی کنیم.

 فاطمه علیهاالسلام پاک و پاکیزه متولد شد و چون به زمین آمد، نوری از او درخشید و این نور نه تنها تمام خانه های مکه را روشن ساخت بلکه نقطه ای در شرق و غرب عالم نماند مگر این که از نور فاطمه علیهاالسلام به آنجا تابید.

در این حال، ده نفر از حورالعین که هریک طشت و ابریق بهشتی پر از آب کوثر، به همراه خود داشتند، وارد خانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شده و فاطمه علیهاالسلام را با آب کوثر شستشو دادند و بعد، دو پارچه سفید و خوشبو آورده و نوزاد را به آن پیچیدند. فاطمه علیهاالسلام در اولین لحظات لب به سخن گشوده و چنین گفت:

«اشهد ان لا اله الاّ اللّه و انّ ابی رسول اللّه سیّدالانبیاء و انّ بعلی سیّدالاوصیاء و ولدی سادة الاسباط؛ گواهی می دهم بر این که جز خداوند یکتا، معبود دیگری نیست و پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم سرور پیامبران و همسرم سالار اوصیا و پسرانم سرآمد پیامبرزادگانند.»



دسته بندی : حضرت فاطمه (س) , کودکی معصومین ,

        زهرا (11ساله)
      10:30 ق.ظ -  چهارشنبه 19 فروردین 1394